|
مهدویت در آینه ی ادیان
|
|
«و بدو قدرت بخشيده است كه داورى هم بكند; زيرا كه پسر انسان است. و از اين تعجّب مكنيد، زيرا ساعتى مى آيد كه در آن جميع كسانى كه در قبور مى باشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هر كه اعمال نيكو كرد براى قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داورى».( [45] ) مكاشفه يُوحَنّا
و علامتى ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاى بزرگ آتش گون كه او را هفت سرو ده شاخ بود و بر سرهايش هفت افسر. و دمش ثلث ستارگان آسمان را كشيده آنها را بر زمين ريخت و اژدها پيش آن زن ـ كه مى زاييد ـ بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد كه همه اُمّتهاى زمين را به عصاى آهنين حكم رانى خواهد كرد، و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد . . . و در آسمان جنگ شد. ميكائيل و فرشتگانش با اژدها جنگ كردند و اژدها و فرشتگانش جنگ كردند. ولى غلبه نيافتند، بلكه جاى ايشان ديگر در آسمان يافت نشد. و اژدهاى بزرگ انداخته شد، يعنى آن مار قديمى كه به ابليس و شيطان مُسمّى است كه تمام ربع مسكون را مى فريبد. او بر زمين انداخته شد و فرشتگانش با وى انداخته شدند». مفسّرين انجيل در مورد آيات فوق مى گويند: شخص مورد بشارت در اين آيات تاكنون قدم به عرصه وجود ننهاده و تفسير روشن و معنى واضح آنها نيز موكول به زمان آينده و نامعيّنى است كه وى ظاهر گردد. ولى با اندكى دقّت و تأمّل در آيات فوق اين نتيجه به دست مى آيد كه شخص مورد بشارت در مكاشفه ياد شده، بزرگترين مولود جهان انسانيّت، و شخص ممتاز و بى نظيرى است كه به منظور ايجاد حكومت حقّه الهيّه و بر افكندن بنياد اهريمنان، به ناچار مدّتى از انظار مردمان غايب خواهد گرديد، و خداوند عالم آن يگانه مظهر نور الهى و منجى انسانيّت را از ديدگان اشرار و شياطين جنّى و انسى مخفى و مستور نگه خواهد داشت تا در يك زمان نامعلومى ـ آنگاه كه خواست خداوند است ـ از پشت پرده غيبت ظاهر شده، با «عصاى آهنين» بر بشريّت حكومت كند. اين نتيجه با تفاصيلى كه در نويدهاى انبياى گذشته و قرآن كريم و روايات اسلامى آمده است روشن مى سازد كه مكاشفه يوحنّاى لاهوتى در بشارت فوق، مربوط به موعود كلّ ملل حضرت محمّد بن الحسن العسكرى(عليهما السلام) است كه به هنگام ظهور با شمشير قيام خواهد كرد و با عصاى آهنين حكمرانى خواهد نمود. اينك براى روشن شدن مطلب به توضيحى كه در اين زمينه مى آوريم، توجّه فرماييد: «مقصود از آن زن كه در مكاشفه فوق، مادر شخص مورد بشارت معرفى شده كه خورشيد پوشيده، و ماه زير پايش و بر سرش تاجى از دوازده ستاره بود، مادر پاك گهر حضرت مهدى(عليه السلام)، نرجس خاتون است و خورشيد، پدر والا گهرش حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) است كه تمامى انوار درخشان آسمان نبوّت و امامت را بر رحم پاك نرجس بتابيد، تا برجسته ترين نماينده و آيينه تمام نماى آنان را از وى نمودار سازد. و فرزندى بياورد كه مجمع همگى آن انوار و حامل لواى انقلاب جهانى گردد. و مقصود از ماه (كه در زير پاى هايش بود)، حكيمه خاتون عمّه حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) است كه به هنگام ولادت حضرت مهدى(عليه السلام)قابله نرجس خاتون بوده و آماده گرفتن آن مولود مسعود بوده و بر اين عمل دقيقه شمارى مى كرده است. و دوازده كوكب درخشان كه بر تاج پر افتخار نرجس تلألؤ مى نمودند حضرت خاتم الأنبيا(صلى الله عليه وآله وسلم) و دختر يگانه اش صدّيقه طاهره(عليها السلام) و ده امام (على بن ابى طالب(عليه السلام) تا على بن محمّد الهادى(عليهم السلام)) مى باشند، كه مقام شامخ سلطنت و زعامت روحانى و جهانى حضرت مهدى(عليه السلام)، مركب از اين انوار و مؤسس بر اين بنيانهاى رفيع آسمانى و ملكوتى است. و آن اژدهاى بزرگ آتشين، دستگاه شيطان و پيروان اوست كه هميشه آماده ويران ساختن كاخ رفيع اديان و نابود كردن انبيا واولياى الهى بوده و مى باشد. و چنان كه در آيه (4) اشاره شده وى پيش از ولادت آن موعود جهانى، با دمش يك سوم ستارگان آسمان را جاروب كرده بود و اكنون به هوس نابود ساختن پرچمدار عدل جهانى كه مجمع تمامى ستارگان آسمان ولايت است، افتاده است. آرى ! همين شيطان بود كه پس از رحلت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)، با لباس خلافت و از مجراى حكومت اسلامى جلوه نموده، و به وسيله (دمش) نوكرش «قنفذ» كه به شدّت پهلوى دختر نازنين پيامبر را مضروب ساخته و طفل معصومش «محسن» را ساقط و نابود كرد «ثلث كواكب آسمان را جاروب نمود» و سوّمين فرزند ذكور وى را كه بايستى در آينده پدر گروهى ديگر از ذريّه پيامبر گردد، بكشت. و همين شيطان در زمان ولادت حضرت مهدى(عليه السلام) در لباس خلفاى عبّاسى، به ويژه معتمد و معتصم عباسى كه در عصر حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام)بودند، جلوه نموده، با كمال اهتمام به هوس نابود ساختن آن يگانه مولود مسعود جهانى افتاده بود. چنانچه بر حسب شهادت تواريخ و آثار، نامبردگان جاسوس هايى بر حرم محترم آن حضرت گماشته بودند كه اگر فرزند ذكورى از آن حضرت پديد شد حكومت وقت را آگاه سازند تا در نابود ساختن وى اقدام نمايد. ولى چنان كه در آيات مكاشفه فوق اشاره شد اراده حتمى الهى، آن زن و طفلش را از هرگونه آسيب در امان داشت و دستگاه جاسوسى و كنجكاوى اهريمنان كه همچون سيل به هر سو روان كرده و براى غافل گير ساختن آن موعود جهانى شب و روز بكار بود، سودى نبخشيد در قسمت ديگرى از مكاشفه يوحنّاى لاهوتى بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)چنين آمده است: «و ديدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبى سفيد كه سوارش امين و حق نام دارد و به عدل داورى و جنگ مى نمايد و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهاى بسيار و اسمى مرقوم دارد كه جز خودش هيچ كس آن را نمى داند و جامه خون آلود ـ سرخ ـ در بر دارد و نام او را كلمه خدا مى خوانند. ولشكرهايى كه در آسمانند بر اسبهاى سفيد، و به كتان سفيد و پاك ملبّس از عقب او مى آمدند. و از دهانش شمشيرى تيز بيرون مى آيد تا به آن اُمّتها را بزند و آنها را به عصاى آهنين حكمرانى خواهد نمود . . . و ديدم فرشته را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامى مرغانى را كه در آسمان پرواز مى كنند ندا كرده مى گويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران . . .» با نظرى دقيق و اجمالى در تمام احاديثى كه در مورد ظهور يكتا بازمانده حجج الهى وارده شده است مى توان گفت: همه فرازهاى بالا در احاديث اسلامى آمده است.
نويسنده:مهندس تاريخ |
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|